خرید بک لینک

وقتی به چهره معصوم و مظلومش نگاه میکنم که تا ۱۶ تیر سالم و شاد بود آزمون تیزهوشان داده بود لحظه شماری میکزد واسه نتایج ...

اما زمانی که نتایج اعلام شد تو کما بود رو تخت ای سی یو

آخ خدا چه دلی داری تو که 1ش 1.....

وفتی به سر قشنگش نگاه میکنم که جمجمه رو از دست داده

وقتی به صورتش نگاه میکنم که تکلم نداره ....به چشمش اسیب زدی...

زیبایی سر وگردن رو گرفتی به خاطر بخیه ها

دست و پاشو فلج کردی

ترشح برخی هورمونهاشو قطع کردی

لوله شنت از معزش عبور دادی

تمرکز و توجه و حافطه رو گرفتی ازش

خدا

دیگه چه باید میکردی با دختر من که نکردی...

جرم این دختر این بود که گفت سرم درد میکنه بابا....جرم بعدیش این بود که تو خداش بودی.....تو که خدایی نکردی واسش....

درست لحظه ای که هم من هم 1 احساس خوشبختی داشتیم...

همون لحظه 1 زندگی منو زیر و رو کردی

خدا دختر من ۱۰ سال دیگه ۲۵ ساله میشد یعنی اوج جوونی 1 این بلا رو سرش اوردی.....

آخه چرا.......

حالا یه سری ادم بی خبر و بی اطلاع از روی خوشی یا کلیشه وار میگن حکمته امتحانه از این چرت وپرت ها یا می گن اصلا چرا حرف میزنی خبر ندارن قضاوت کنن به سرشون میاد....قانون طبیعت اینه.....

جه کنم خدا که نه اجازه داریم تصمیم بگیریم برای تولد و مرگ و حتی نوع و روش زندگی

همه رو خودت میبری و می دوزی

برای دخترم که بد دوختی

ای کاش بچه داشتی ای کاش دختر داشتی خدا میدیدی احساس سوختن یعنی چی.....

هر چند بهتر از من میدونی ولی چرا دختر منو بیچاره کردی و عذاب میدی.....

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:57

صفحه بندی